خوش آمديد

ويژه نامه ي محرم شماره 3 مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

انگيزه ي نهضت عاشورا

یکی از مسائل مهّم مربوط به واقعه‌ی کربلا، انگیزه‌ی پیدایش این نهضت است. سؤال از  اینکه، اصولاً حضرت حسین‏ بن علی (ع) برای چه قیام کرد؟ دو جبهه و دو جناحی که در دو سوی میدان کربلا صف کشیده بودند، دارای چه افکاری بودند؟ چه زمینه‏های اجتماعی و فکری و سیاسی، محرّکِ این دو جبهه ی رو در رو بود؟

محققین تیز بین تاریخ کربلا، با یک بحث تاریخی و دقیق سعی می‏کنند ریشه‏های این قیام را پیدا کرده و آنها تحلیل کنند. آنان ریشه‏های عمیق انحراف را، حتّی در زمان خود پیامبر (ص)، در میان بعضی ‏ها تشخیص می‏دهند. ماجرا را از غدیر پیگیری و دوران خلافت را تجزیه و تحلیل می‏کنند. وقایع دوران خلیفه سوّم و به قدرت رسیدن بنی‏امیه و معاویه را، در شام و مسئله انحراف حکومت اسلامی انحراف سیاسی حکومت اسلامی را طرح می‏کنند و در خطر قرار گرفتن کلیّت اسلام را توضیح می‏دهند. در واقعه خونین کربلا عناصر متعددی برای کنکاش وجود دارد که با تحلیل آنها حقیقت این حرکت عظیم روشن می شود.

در یک نگاه همه ی جانبه وقایع کربلا صرفا مصیبت، تشنگی، سربریدن، درماندگی،بی پناهی و آوارگی نیست. البّته اینها هم هست. چون این گرفتاری ها و مصیبت ها قطعا، در صحرای کربلا بوده است. عظمت قهرمانان کربلا در این است که، با چنین مشکلاتی مواجه بوده‏اند. و لیکن آن روی این سکّه، شجاعت و شهامت، ایستادگی، دلاوری، قهرمانی و خلاصه حماسی بودن داستان کربلاست

در بررسی واقع بینانه، حضور و نقش زن در واقعه کربلا، نشانه ی بینش اسلام نسبت به زن است. در این تصویر زینب کبری (ع) بانویی است، در عین حال که همه حدود و ثغور مربوط به حرمت زنانگی خود را حفظ می‏کند، در صحنه ی کربلا، در آن خیزابه خونین، حضور تام دارد. این تجزیه و تحلیل را می‏شود باز هم ادامه داد. می‏شود به جنبه‏های بیشتری از این واقعه اشاره کرد.

غديرخم، سقيفه بني‌ساعده و صحراي كربلا؛ نام‌هاي سه مكان هستند كه با همه محدوديت مكاني‌شان، تأثيري به وسعت تاريخ بشريت داشته اند. غدير خم را عيد مي دانيم چون "امام و امت دست در دست يكديگر داشته و قرار است طرحي نو درافكنند.

سقيفه بني‌ساعده اما مكاني است كه در آن با طراحي اشراف و بزرگان، پيوند امت با امام گسسته شد و تاريخ دردناك هبوط آدميت، نقطه عطفي جديد را تجربه کرد. فاجعه سقيفه در آنجاست كه "امت بي امام مانده و تاريخ را رقم مي زند. البته بايد دانست كه سقیفه جریانی هميشگي است که در برابر هر نهضت توحیدی قرار می گیرد تا رهبری نهضت را از مسير اصلي خود خارج ساخته و به مسیر انحرافي منافع اصحاب سقيفه منحرف سازد. اصحاب سقیفه که از چهره هایی ظاهراً خودی بهره می برند، این هدف را در شکل پیچیده زیر تعقیب می‌کنند:

آنان ابتدا همه تلاش خود را بر تعیین رهبر همسو با منافع خود متمرکز می‌کنند و اگر در این هدف کامیاب نشدند، همه تلاش خود را به کار می بندند تا رهبر ناهمسو را از طرق زیر مهار کنند:

۱- ارتباط میان امت و امام را مخدوش سازند.

۲- فضایی ایجاد کنند تا نهاد رهبری در مسیر اعمال ولايت ناکارآمد شود.

۳- مطالبات خود را بر نهاد رهبری تحمیل کنند.

صحراي كربلا اما مكاني براي فاجعه بزرگ است. در صحراي كربلا، اين بار نه امت با امام است؛ مانند غدير، و نه امت بدون امام مانده است؛ مانند سقيفه، اين بار اين امام است كه بدون امت ماند، اما فاجعه عظيم قتل حجت خدا رقم مي خورد.

انقلاب اسلامي، تكرار غديرخم در قرن چهاردهم هجري بود. اكسير پيوند امت با امام، طومار دشمنان انسان را در هم پيچيد و ورقي تازه را در تاريخ رقم زد.

دشمنان انسان دريافتند كه براي شكست انقلاب بايد سقيفه اي نوين و كربلايي ديگر را بازتوليد کنند.

آنان درست دريافته بودند كه حيات و بقاي انقلاب فقط در پيوند وثيق ميان امت و امام تداوم مي يابد و هرگونه اخلال در اين ارتباط، گامي مؤثر در براندازي نظام جمهوري اسلامي خواهد بود. سال‌ها از پيروزي انقلاب گذشت و معجزه ارتباط و پيوند امت و امام هر روز آشكارتر شد. دشمنان انسان به خوبي دريافتند تا زماني كه مردم به رهبر وفادار و باورمند هستند و به آن، به‌عنوان يك نظام قانوني، مشروع، مطلوب و مقدس مي نگرند، امكان تحميل سلطه بر آنان وجود ندارد. اين واقعيت به شكل كاملاً روشن و آشكار در سخنان استانلي روم، معاون وقت رئيس سازمان امنيت ملي امریکا بروز دارد. او صريحاً اعلام كرده بود: آنچه تاكنون همه تحريكات ما را براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران با ناكامي مواجه ساخته است، اعتقاد مردم ايران به ولايت فقيه است.

در واقع از ديدگاه سيا كه توسط ادوارد شرلي از كارشناسان برجسته آن نيز بيان شده است، تنها حذف ولايت فقيه از ساختار جمهوري اسلامي، به منزله تغيير ماهيت رژيم ايران است. شرلي در جولاي 1998 در فصلنامه امریکايي خاورميانه و طي يك ميزگرد چهارنفره تصريح كرد: اگر نظام ولايت فقيه در ايران از هم بپاشد، آن وقت مي توان پذيرفت كه جمهوري اسلامي تغيير ماهيت داده است.

حادثه كربلا يك صحنه نمايش اخلاق اسلامي است كه به اختصار به بيان برخي از آنها، مي پردازيم.

 

مروت

حسين (ع) با دشمنان به شيوه پدرش علي (ع) رفتار مي كرد. سيراب كردن آنان به هنگام تشنگي و پرهيز از ترور و غافلگيري ، نمونه هاي روشني از مروت است. حسين (ع) نيز با اين كه از فسق و فجور و خباثت شمر بن ذي الجوشن و اهانت وي به حريم ولايت آگاه است پيشنهاد حمله ناگهاني سپاه خود را رد مي كند و مي گويد:  ما هرگز شروع به جنگ نمي كنيم ولو به نفع ما باشد.

 

ايثار

ايثار عاطفه اي است اخلاقي، انساني و اسلامي كه در حادثه كربلا به اوج خود رسيد. از خود گذشتگي ابوالفضل العباس (ع) در ننوشيدن آب، تجسمي از ايثار بود. وي پس از دفع مزاحمان به شريعه فرات رسيد. هنگامي كه مشك را از آب پر كرد با اين كه خود نيز تشنه بود به ياد تشنگي مولايش از نوشيدن آب منصرف شد. آن را ريخت و آنچه بر دلش گذشت، بر زبان جاري كرد ( رجز خواند ) و چنين گفت: عباس! حسين (ع) در خيمه تشنه است و تو مي خواهي آب گوارا بنوشي ! به خدا قسم ... رسم برادري، رسم امام داشتن، رسم وفاداري چنين نيست. ابوالفضل مظهر وفا بود. نمونه ديگر عمر بن قروي انصاري بود كه خود را به هنگام نماز در برابر پيكان هاي كفار سپر ابا عبدالله (ع) قرار داد و از پا  در آمد ... وي در عين حال ترديد داشت كه وظيفه اش را انجام داده و به عهدش وفا كرده است.

 

مساوات

اصحاب حسين (ع) تركيبي از آزادگان و بردگان آزاد شده بود و شيوه رفتار امام هم نسبت به نقش آفرينان و ايثارگران يكسان بود. رنگ ، قوميت ، موقعيت و نژاد آنان در نظر و قضاوت وي تأثيري نداشت و مساوات حاكم بود، چنان كه دو نفر از عده معدودي كه امام خود را به بالين آنان رسانيد برده آزاد شده بودند. جون  يكي از آنها بود كه وقتي به شهادت رسيد امام خود را به بالين وي رسانيد و حشر او را با  ابرار  كه مقامي برتر از متقين است از خدا درخواست كرد.  خدايا در آن جهان او را با ‌ ابرار  محشور كن. ديگري مردي رومي است كه وقتي از اسب بر زمين افتاد ابا عبدالله (ع) خون را از جلو چشمانش پاك كرد و صورتش را بر صورت وي گذاشت. اين صورت به صورت نهادن منحصر به همين غلام و فرزندش علي اكبر بود

 

انتخاب انقلابي حر

بر عكس نيروي جاذبه، ايمان و شيوه رفتار امام در امر به معروف عملي سبب شد كه  حر  را كه نامزد امارت بود وادار به توبه كرد و در زمره  التائبون العابدون... قرار گرفت. وي پس از توبه با اجازه امام در مقابل سپاه يزيد ايستاد و گفت: شما همان كساني هستيد كه به وسيله نامه به وي وعده ياري داديد، پيمان شكني آنان را زشت و ننگين شمرد و پس از اتمام حجت ها جنگيد تا به شهادت رسيد و اين چنين مورد تفقد حضرت اباعبدالله (ع) واقع شد و نعم الحر حر بني رياح ، اين حر رياحي چه حر خوبي است.

 

بانوي كربلا زينب كبري (ع)

زينب (ع) كاروان سالار است. وي نمونه اعلا و الگوي تمار عيار از چگونگي حركت انسان به سوي كمال است و پس از برادر مسئوليت ادامه نهضت پر خروش حسين را بر عهده دارد ، پرستاري از حجت خدا، امام زين العابدين (ع) نيز با اوست.

هنگامي كه اهل بيت را در بدترين و نا مناسب ترين شرايط به كوفه مي آوردند در مدخل كوفه زينب (ع) دختر با فضيلت علي و فاطمه مي درخشد. وي در حالي كه شجاعت و عفت و پاكي زنانگي در هم آميخته بود ضمن القاي خطابه اي براي اهل كوفه تلخكامي و غم و اندوه دايمي را مي طلبد ( نفرين مي كند ) و آنان را متوجه اين واقعيت مي كند كه چگونه تحت تأثير نفس پر فريب قرار گرفتند و بازيچه اميال جنايتكاري شدند و ننگ كشتن فرزند پيغمبر را بر دوش كشيدند و براي هميشه به عذاب الهي گرفتار شدند.

 

رسالت امام سجاد (ع)

امام زين العابدين (ع) در نابسامان‌ترين دوره امامت ائمه اطهار (ع) مي زيست. پس از واقعه عاشورا و آغاز خلافتش همراه اسرا به اسيري برده شد. در مدخل كوفه زينب (ع) خطبه اي ايراد فرمود كه به بيداري و آگاهي اهل كوفه و كارگزاران يزيد انجاميد و موجب تأثر، سرافكندگي و پشيماني آنان گرديد و زمينه درخشش امام چهارم (ع) را در مسجد شام فراهم ساخت. وي در حضور يزيدبن معاويه با سخنراني خود درباره تصحيح فرهنگ سياسي جامعه و تبيين اسلام و رهبر اسلامي و پيشواي قرآني موضع خود را تشريح كرد. امام در مدت سي و چهار سال امامت خود مسائل مختلف مربوط به جامعه را در قالب صحيفه سجاديه نشر داد و خاطرات عاشورا را زنده كرد.

 

بیا از خود تست عاشورایی بگیریم.

عاشورا معیار شناخت و تشخیص است و كربلا ميدان امتحان. بستر تاريخ و گذر زمان هر روز عاشورا و هر زميني كربلاست (كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا)

در اين جهان پرهياهو و پرمدعا و در اين فضاي غبار آلود كه همه از واژه هاي زبيائي مانند آزادي، پيشرفت، تلاش، حقوق بشر و... دم مي زنند، ما در کجا هستيم؟

در كربلا و عاشوراي امروز، من در كدام طرف ايستاده ام؟ امام و رهبر من کيست؟ با چه کساني دوست هستم؟ آيا دشمنان خود را شناخته ام؟ اهدافشان را چطور؟ برنامه هايشان چيست؟

آيا در صحنه کربلا هنوزمرددم؟ در صف امام خود، حاضرم يا غائب؟

وقتی بین «ولایت» و «مواضع خود» معطل میمانم، چه میکنم؟

کار کدام يک را ترجيح مي دهم: عبدالله بن حر جعفي، حر بن يزيد رياحي، زهير بن قين؟

به راستي عاشورا و كربلا يك آزمون بزرگ و سراسري است؟

 

كربلا سرچشمه آزادگي

حادثه عاشورا و نهضت امام حسين بسان خورشيدي سرچشمه فيض بخشي در عرصه ها و سطوح مختلف براي آزادگان به ويژه شيعيان گرديد. خون  مطهر حسين (ع) و يارانش بر زمين ريخت، اما از آن خون درخت آزادي و آزادگي روييد ... و اين نهضت سر چشمه صد ها نهضت ديگر شد كه در تاريخ اسلام پديد آمد، مانند نهضت توابين، مختار ثقفي، زيد بن حسن، شهداي فخ ... و تا هم اكنون نيز هر نهضتي كه عليه ستم و تباهي و روش هاي بيدادگرانه در دنياي اسلام و شيعه پا مي گيرد.

و نهضتي كه از سال 42 به لطف و عنايات حق و زعامت حضرت آيت العظمي امام خميني (ره) پي ريزي شد و در سال 1357 به انقلاب شكوهمند اسلامي پيوند خورد و هم اكنون حلاوت ثمرات آن را به جان مي چشيم نيز از بركات نهضت عاشوراي حسيني است. بر ما است كه از سيدالشهدا (ع) و اصحاب با وفايش الگو گيريم و در حفظ و حراست ارزش هاي معنوي و منش هاي آسماني و حقايق بسياري كه در عاشورا درخشيدند بكوشيم و اين راه را به پايان برسانيم .


بازخواني چند حديث مشهور درباره كربلا

از زبان حال تا زبان قال

مقتل نگاران و روضه خوانان، سخنان بسیاری را در قالب نثر و نظم به امام حسین(ع) نسبت داده اند که ممکن است سند و مدرکی برای آنها نتوان یافت. بعضی از آن ها نيز، بسیار مشهور و متداول هستند و از آنجا که مقبولیت عام یافته اند، برخی از پژوهشگران و نویسندگان بنام و معاصر نیز آنها را مسلّم الصدور پنداشته، بدون تأمل و تحقیق، در آثار خود به عنوان سخنی از سخنان امام حسین(ع) آورده اند.

گاهي سخناني با عنوان «زبان حال» گفته شده و سپس در کتابهای مقاتل و مجالس تدوین شده است. همان سخنان،  با گذشت زمان و پس از آن که پیوسته تکرار شده و شهرت یافته اند، از صورتِ «زبان حال» خارج شده و صورتِ «زبان قال» به خود گرفته اند.

گویندگان و سرایندگانِ این گونه سخنان به تصور اینکه در چنان شرایطی جا داشت امام حسین(ع) چنان سخنانی بگوید، آنها را گفته و نوشته اند.

این گونه سخنانِ حدیث گونه، به ویژه در میان اشعاری که به امام حسین(ع) نسبت داده می شود فراوان است.  در اينجا به برخي از اين سخنان که برخي از پژوهشگران، سند و مدرکي براي آن پيدا نکرده اند مي پردازيم. اميد است هرگونه سخني را از ائمه بزرگوار با سند نقل نموده و با سند بپذيريم

 

إنّ الحیاة عقیدة و جهاد

این سخن به عنوان سخنی از سخنان امام حسین(ع) زبانزد خاص و عام است و به جز اهل تحقیق، همگان آن را از زبان آن حضرت نقل می کنند. استاد مطهری معتقد است این سخن را سند و مدرکی نیست و از نظر مفهوم و محتوا نمی تواند درست باشد.

این سخن، مصرعی از یک بیت شعر است و حدیث و روایت نیست. بلکه یکی از شعرای معاصر مصری، یعنی احمد شوقی، آن را سروده است.

 

ان کان دین محمد(ص)...

همه کساني که این سخن را نوشته اند، سند یا مرجع و مأخذ سخن خود را ذکر نکرده اند، بلکه فقط با اتکا به شهرت و آوازه ای که این سخن دارد، آن را با عنوان یکی از سخنان امام حسین(ع) در آثار خود آورده اند! بلکه بيتي از يک قطعه شهر شاعری به نام شیخ محسن ابوالحبّ حویزی که از شعرا و خطبای کربلا بود مي باشد

 

اسقونی شربة من المأ

استاد مطهری می گوید:

 

این قدر تشنگی ابا عبدالله(ع) زیاد بود که وقتی به آسمان نگاه می کرد بالای سرش را درست نمی دید. اینها شوخی نیست. ولی من هرچه در مقاتل گشتم (آن مقداری که می توانستم بگردم) تا این جمله معروفی را که می گویند ابا عبدالله به مردم گفت: اسقونی شربة من المأ، یک جرعه آب به من بدهید، ببینم، ندیدم. حسین(ع) کسی نبود که از آن مردم چنین چیزی طلب بکند. فقط یک جا دارد که حضرت درحالی که داشت حمله می کرد و هو یطلب المأ. قرائن نشان می دهد که مقصود این است: درحالی که داشت به طرف شریعه فرات می رفت (در جستجوی آب بود که از شریعه بردارد) نه اینکه از مردم طلب آب می کرد.

توصيه مي شود علاقمندان زيارت عاشورا را از کتاب شریف کامل الزیارات، نوشته فقیه و محدّث جلیل القدر، ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفای 367ق)، بخوانند. زيرا اين کتاب علاوه بر اینکه کتاب بسیار معتبر و مستند و مورد عنایت ویژه علمای شیعی است، قدیمی ترین کتابی است که متن زیارت عاشورا را آورده است.